Evan Almighty

به کارگردانی تام شادیاک
خلاصه داستان:
ایوان باکستر شخصیت فرعی و مظلوم از فیلم بروس قدرتمند، اینبار قوی می شود و از یک گزارشگر ساده تبدیل به یک سناتور ایالات متحده می شود. چیزی در مایه های نماینده مجلس خودمان. موفقیت از سر و کولش بالا میرود و شعارش این است: تغییرات
و خدا اینبار به سراغ او می آید. به دلیل اینکه خواسته بزرگی داشته و خدا هم مسئولیت مطابق آن خواسته را به او تفویض می کند. و این مسئولیت چیزی نیست جز ساختن یک کشتی بزرگ تا به وسیله آن حیوانات و انسانها را از چنگال سیلی که قرار است در تابستان بر سر مردم بریزد، نجات دهد.
این داستان نکات زیادی دارد و آنقدر نکته دارد که من فکر نکنم در بیست صفحه هم بتوانم به آن بپردازم. از شما میخواهم آنرا ببینید و به آن فکر کنید. دقیقا داستان زندگی حضرت نوح است. همان مشکلاتی که در راه اثبات صحبتش با خدا به مردم داشت. اینکه خانواده اش حتی باورش نمی کردند. اینکه تنها شاهدش خدا بود. و چندصد سال سختی کشید تا بالاخره وعده خداوند محقق شد.
آرزوها: با اینکه افراد خانواده به موفقیت و منسبت رسیده اند اما مادر از آنها می خواهد که قبل از خواب برای خواسته های خود دعا کنند. خواسته مادر، نزدیک شدن افراد خانواده به یکدیگر است. پدر ادعا می کند این دعا نیست باید خودمان انجامش دهیم. وقتی مادر می خواهد از دعای او آگاه شود به او می گوید که دعای خاصی ندارد اما وقتی که بی خوابی به سرش می زند بر گوشه تختخواب زانو می زند و خواسته اش را به خدا مطرح می کند. البته قبل از آن کلی تشکر می کند بخاطر اتومبیل، خانه، خانواده و موفقیتهای کاری. درباره خانه می گوید که خب خانه خیلی خوبی است که من انتخابش کردم ولی تو شرایطش را فراهم کردی که بتوانم آنرا تهیه کنم. اینها همه نکاتی است که نمیتوان از آن سرسری گذشت
1. هدف داشتن در زندگی هرچند کوچک، زمینی باشد و یا خیلی بزرگ و آرمانگرایانه. این هدف است که موتور محرک انسان است
2. مرور هدفها هر روز صبح قبل از شروع کار، هر شب قبل از خواب
3. تشکر از خدابا جزییات. یعنی نه فقط خدایا متشکرم بلکه دقیقا دلیل تشکر را بگو. تا خدا هم بداند که تو معنی نعمتش را فهمیده ای و آنرا با تمام وجود درک کرده ای.
...
تا اینجا، بخشی از نوشته ام را تقدیم کردم. آنقدر گیج این فیلم شده ام که میترسم شرط انصاف را در مورد آن رعایت نکنم.
|
محمد بیاگوی[17] بشکاف، وسیله ای مفید برای شکافتن دوخته های ناساز، اسرار مخفی شده و قلبهای متورم از بار گناه!!! |